غربالگری اول و جوابش
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام عزییییییییییز دلم،
خوبی مامانم؟ اوضاع اون تو روبراهه؟ خوش میگذره؟ حتما حسابی خوش میگذره، بخور و بخواب
جونم برات بگه که این یکی دوهفته ای که از چیزی ازت ننوشتم، در جریان آزمایشات و سونوی غربالگری و گرفتن جوابشون بودم. جوابش خیلی دیر حاضر شد و بعد از گرفتنشم، شانس ما، خانوم دکتر چند روزی تشریف نداشتن تا امروز!
آزمایش و سونو رو روز 24 دی انجام دادم. صبحش مامان گلی من، رفتن درمانگاه و برام نوبت گرفتن. بعدش اومد دنبال من و باهم رفتیم درمانگاه. تا رسیدیم نوبتمون شد و رفتم داخل. خانوم دکتر خیلی سریع سونو رو انجام دادن و گفتن که خداروشکر مشکلی نیست. بعد از گرفتن جواب سونو، رفتیم دنبال بابا جونم و سه تایی رفتیم سمت آزمایشگاه دانش که خیلی معتبره. کارای پذیرش به سرعت انجام شد و آزمایشات لازم رو ازم گرفتن. با مامان اینا برگشتیم خونه و منتظر شدیم تا روز جواب آزمایش برسه.
من هزارتا صلوات نذر کردم تا همه چی خوب پیش بره و شما سالم باشی عسلم.
جواب روز 1 بهمن آماده شد اما متاسفانه خانوم دکتر ما، تا 4 بهمن مطب نمیومدن، پس صبر کردیم. دیروز یعنی سوم بهمن ماه، بابارضا پیشنهاد داد یه سری به پدرجون و مادرجون ( پدرو مادر بابا رضا) بزنیم، شب من خونه خودمون بخوابم و فردا از اونجا برم پیش خانوم دکتر. بنده خدا استرس داشت.( حلال زاده همین الان زنگ زد
) منم قبول کردم. صبح مامان جونم اومد دنبالم و رفتیم دکتر. خدارو شکررررررررررررر خانوم دکتر گفتن همه چی نرمال و طبیعیه و هیچ مشکلی نیست. حتی بهم گفتن دیگه مشکل دیابت ندارم و قندم نرماله ( خداروشکرررررررررر چون رو اعصابم بود این دیابت لعنتی)
فقط هنوز مشکل استراحت مطلقم حل نشده و 6 بهمن باید برم بیمارستان و عمل بشم تا خدای نکرده سقط اتفاق نیفته. بازم خداروشکر که دکتر خیلی امیدواره و بهم روحیه داد.
اینم عکس شما در آخر هفته ی دوازدهم:



غربالگری اول و جوابش 


