سومین مرحله خرید سیسمونی مایسا

پریروز با مامان و مرضیه رفتم افسریه. قرار شد اونجا هم یه سر بزنیم و خرید کنیم. عکساشو تو ادامه مطلب میزارم.
.gif)
دو تا کتاب هم مخصوص جوجوو از اینترنت سفارش دادم که خاطره هاشو به صورت کتبی ثبت کنم آخه حالش بیشتره


.gif)

.gif)
پاپوش و جوراب دختر گلی

.gif)

.gif)

.gif)
به امید خدا، سرهمی روز بیمارستان فینگیلی خانوم من

.gif)
پارچه آب گیری ها که عاشق رنگشون شدم

.gif)
عروسکای حمام بلور خانوم

.gif)
ظروف مورد نیاز (دقیقا مورد نیازشو نمیدونم ولی مامان جونه دیگه)
اون فانوس رو هم مامان بزرگ بنده خریدن واسه بالا سرت که کار چراغ خواب رو انجام میده

.gif)
چراغ خواب حشره کش که پشه های موذی دختر نازم رو اذیت نکنن

.gif)
و با معرفی جناب آقای ببعی زشت و بامزه که مامان جون پارسال از نمایشگاه نمیدونم چی چی واسه دخملی گرفتن و هنوزم که هنوزه از انتخابشون ناراضی ان. اما من اصرار کردم که دوسش دارم و میخوام حتما بین وسیله هام باشن.

.gif)
اینم چندتا از عروسکا و یکی از چرخ خیاطی های دوران بچگی من که ازشون استفاده نکردم و با عشق برای دخترم نگه داشتم. یه ماشین مینی ماینر هم هست که ماشین مورد علاقه ی بچگی های من بود.

.gif)

.gif)
رخت خوابی که مامان جون چندسال پیش واسه شما تهیه کردن و من عاشقش شدم

.gif)
و در آخر هم دو تا کتاب فسقل خانوم (البته بعدا فهمیدم تمام مغازه های سیسمونی فروشی از این کتابا دارن و قیمتش مناسب تر هم هست!!!!)

.gif)



سومین مرحله خرید سیسمونی مایسا 



