خبرهای غیرمنتظره خیلی جالب
سلام گوگولی مامان،
خوبی عزیزکم؟ هفته 15م بهت خوش میگذره؟ امروز 101مین روزی هست که شمای نفس تو شکم مامان داری حسابی خوش میگذرونی. الان حدود 50گرم وزن و حدود 11 سانتیمتر طول داری. همین شمای فسقلی ریزه میزه کاری کردی که نفسم تنگ شده و شبا به سختی خوابم میبره. چند شب پیش، خاله مرضیه منو از خواب بیدار کرد و پرسید چرا اینجوری نفس میکشی؟! پرسیدم مگه چه جوری نفس کشیدم؟!!!! گفت فکر کردم داری خفه میشی واسه همین بیدارت کردم. البته خودم که متوجه نبودم ولی کلا در طول روز خیلی نفس کم میارم.
یه خبر خیلی خیلی خیلی جالب بهت بدم :
چند روز پیش داشتم با دوستای دوران دانشگاهم تو وایبر حرف میزدم ( یه اپلیکیشن مخصوص چت)، که یکی از هم اتاقی هام خبر داد بارداره. خیلی خوشحال شدم که ناگهان دومین هم اتاقیم هم گفت بارداره. کلی خندیدیم و آخرش منم اعلام بارداری کردم. دیگه گروه کلا بهم ریخت. همه به هم تبریک میگفتن و هنگ بودن از این هم زمانی اتفاقات. موضوع وقتی جالب شد که فهمیدیم هممون 4 ماهمونه و سن حاملگیمون باهم برابره. 


قضیه اینجا تموم نشد. دیشب یکی دیگه از دوستام که چند وقتی بود همه ازش بیخبر بودن هم اعلام کرد بارداره
البته اون دیگه آخراشه و نی نی ش ب همین زودیا به دنیا میاد.
خداروشکر که همه ی دوست جونیام سروسامون گرفتن و زندگی های خوبی دارن. 



خبرهای غیرمنتظره خیلی جالب 

