بابای ذوق زده
سلام به نفسم،
امروز 8 فروردین 94 و توی عزیز دلم تو هفته ی 22 جنینی هستی. منم روز 151 بارداری با شما رو دارم تجربه میکنم. تو تقویم بارداری نوشته شده که، تو این هفته 450 گرم وزن داری و 30 الی 32 سانتیمتر قد کشیدی 
اگه بدونی دیشب چقدر با بابایی خندیدیییییییییم

این روزا، به خاطر بیکاری و اوقات استراحت فراوون، خیلی دیر میخوابیم. دیشب از ساعت 1 بعداز نیمه شب رفتیم تو رختخواب و ساعت یه ربع به 3 به زور خوابمون برد. آخه همین که تو رختخواب دراز کشیدیم، تو شروع کردی به ورجه وورجه ولی تا من دستمو میذاشتم رو شکمم، دیگه حرکت نمیکردی. چندبار تکرار شد و بالاخره بابا پرسید چرا نمیخوابی؟!
گفتم داره وول میزنه، خوابم نمیگیره. سریع دستشو گذاشت رو شکمم و جفتمون ساکت شدیم تا شما رو حس کنه. بنده ی خدا خیلی وقته داره سعی میکنه شما رو حس کنه اما حسابی سرکارش گذاشتی
خلاصه بعد چند دقیقه، یه حرکت رفتی و منم یواشی به بابایی اطلاع دادم تا حواسش باشه. دوباره منتظر شدیم و بابا حرکت بعدی رو با شک و تردید حس کرد. اما بعدی ها رو دقیقا میفهمید و کلی خندید و ذوق کرد. از خنده های اون منم خنده ام گرفته بود. واسه همین شما دیگه حرکت نکردی و بابایی رو تو خماری گزاشتی. شیطونکی دیگه، کاریشم نمیشه کرد...


بابای ذوق زده 

