پایان هفت ماهگی
پنج شنه 29 بهمن 94، باهمدیگه رفتیم مرکز بهداشت واسه چکاپ هفت ماهگی شما. وزنت 9 کیلوگرم، قدت 70 سانتیمتر و دور سرت 43/5 سانتیمتر شده بود. نسبت به دفعه ی قبل نمودار رشدت رو به بالا رفته بود و این خیلی خوبه. جمعه 30م هم خونه مامان جون اینا بودیم که ناگهان شمای فسقلی برای برداشتن یکی از عروسکات سمتش شیرجه زدی و به اینصورت اولین سینه خیز درست و حسابیت رو رفتی. اینجوری پیش بری، ایشالا تا عید کارای زیادی رو میتونی انجام بدی...
شیرین کاریها:
1- یادگرفتی وقتی کلهم رو بهت خیلی نزدیک میکنم، با کلهت میزنی بهم. نمیدونم چه جوری یادگرفتی ولی یه روز اتفاقی کشفش کردم.
2- همیشه وقتی میخوابیدی تا صبحتو همون حالت باقی میموندی و فقط شاید سرت اینور و اونور می شد. اما چند روزیه که تو خواب غلتمیزنی و رو شکم میخوابی.
3- صبحها که کنارم میخوابونمت، بهم چنگ میندازی و این یعنی گشنته.
4- جدیدا تو روروئک میشونمت. خیلی دوسش داری و یاد گرفتی از اینور تند تند میری اونور. البته خطرناک هم شده و دست شما به چیزایی که نباید برسه، رسیده!!
5- یاد گرفتی اگه غذا دهنت بزارم یا چیزی که میخوای بخوری از دهنت بزنه بیرون، با انگشتت سعی میکنی بکنیش تو دهنت دوباره. خیلی بامزه ست این حرکتت.
6- گاهی که تو روروئک زیاد نشستی و خسته شدی، دستت رو دراز میکنی و سرت و یه وری میزاری رو دستت و استراحت میکنی.
7- با صدای بلند پیف پیف میکنی و کلی آب از لب و لوچه ت آویزون میشه و پرت میشه اینور اونور اما تو میخندی و بارها و بارها ادامه میدی.
8- وقتی داری چیزی میخوری، اگه کسی دهنش رو باز کنه سریعا خوراکی تو دستت رو طرف دهنش می بری تا به اونم بدی. مامان جون میگه معلومه حسابی دست و دلبازی. اینو از خانواده ی بابارضا به ارث بردی.
پ ن: امروز 12 اسفندماه، چند روزه خونه تکونی رو شروع کردم. با برنامه ریزی های من احتمالا تا 13 به در طول میکشه تا کارام تموم بشن!! شماام کمال همکاری رو داری و صبح تا شب برام سمفونی اجرا میکنی تا مبادا من احساس کمبود نرفتن کنسرت بهم دست بده!!!


چندتا از عکسهای آتلیه که تابحال به دستم رسیده. هنوز خیلیهاش آماده نیست.






نحوه ی جدید خوابیدنت






خســــته ام، میـــفهمی.......خســــــــــــــــــــــــــــــــته!!


کنجکاوی موش موشک 






پایان هفت ماهگی 



