دوتا مهمون خوشگل داریم

بلههههههه دختر نازم روز دوشنبه 26 بهمن 94 دوتا دندون باهم درآورد. من زود به زود لثه ات رو چک میکردم ببینم دندونات پیدا هستن یا نه اما هیچی معلوم نبود. ظهر دیروز که داشتم ناهارت رو بهم میدادم متوجه هیچ صدایی نشدم. بابایی دیشب زودتر از همیشه اومد خونه. شما هم یه کم بی قراری کردی و منم شامت رو حاضر کردم و شروع کردم به دادنش که با اولین قاشق یه صدایی بلند شد. فکر کردم چیزی تو غذات بوده و سریع اومدم قاشق رو ازت بگیرم که دیدم دوباره وقتی قاشق رو گاز زدی همون صدا دراومد. باورم نمی شد. خداروشکر و گوش شیطون کر، بدون هیچ سختی و ناراحتی دوتا مروارید خوشگل تو فک پایین جوونه زده بودن. جیغ زدم و به رضا خبر دادم. وااای نمیدونی چه خبر شده بود تو خونمون. من و بابا بلند بلند قربون صدقه ات میرفتیم و توهم صدای مارو که میشنیدی، جیغ میزدی 
سریع دوربین رو آوردم و با هزار دردسر یه عکس از دندونات گرفتم. حالا از دیشب تا حالا هرچی بهت میدم محکم گازش میگیری. مخصوصا وقتی قاشق پر از خوردنی باشه. خیلی بامزه ست این حرکت. الهیییی من فدااات بشم مادر، مباااارکت باشه
حالا قراره به امید خدا پنج شنبه برات آش دندونی بپزیم.
خوب بریم سراغ اتفاقات عادی:
دیروز بعدازظهر فایل دوتا از عکسای آتلیه ایت دستم رسید. جریان این عکسها به اینصورته که من از طریق نت برگ 5 تا آتلیه رزرو کردم . بعد با باباجون 4 تاشو رفتیم و عکسهاشون تا هفته ی دیگه آمادست به امید خدا. اینجوری تعداد بیشتری عکس با قیمت فوق العاده خوب داریم. البته باباجون هر آتلیه ای که اومد یه عکس واسه خودشون سفارش می داد که چون خارج از رزرو من بودن، پولشون به صورت عادی محاسبه می شد. اصرارهای من هم برای منصرف کردنش هیچ فایده ای نداشت. حالا هروقت کل عکسها دستم رسید همه رو باهم میزارم.
از دیروز کارای خونه تکونی رو کلید زدم. کلی وسایل دورریختنی داریم که اول باید ترتیب اونها رو میدادم. اتاق پاکسازی شد فقط بالای کمد دیواریمون مونده. وقتی به کارای عید فکر میکنم، از الان دستام و کمرم درد میگیرن


دوست دارم درباره غذاهایی که میخوری هم بنویسم. درحال حاضر صبحانه شامل فرنی آرد برنج با ترکیب سیب یا موز داخلش یا گاهی اوقات چایی و بیسکوییت مادر ( اگر از فرنی استقبال نکنی) که خیلی دوست داری. نهار و شام هم سوپ شامل گوشت، عصاره گوشت، برنج، هویج، سیب زمینی، کدوحلوایی و جعفری که از امروز لوبیا سبز هم اضافه کردم. برای سرو، بهش چند قطره آب لیمو و یه کوچولو کره اضافه میکنم. به این غذا هم علاقه داری و هر وعده نزدیک 8 تا 10 قاشق (حدودا نصف ظرف سوپ خوریت) راحت میخوری. میوه فعلا موز و سیب. البته از امروز بعد ظهر هم زرده ی تخم مرغ رو برات شروع میکنم. یکی از نکات مثبتی که من همیشه نگرانش بودم اینه که بعد از شروع کردن غذات نه تنها شیر خوردنت کم نشد بلکه بیشتر هم شد به طوری که بعد از هر وعده ی غذایی بلا استثنا شیر میخوری.
شیرین کاری:
جدیدا انگشت دستهات خیلی برات جالب شدن. هی دستهات رو باز و بسته میکنی و با تعجب نگاهشون میکنی. گاهی هم با دست چپت، انگشتای راستی رو میگیری. تازه داری کشف میکنی که چه قابلیتهای زیادی دارن.
یاد گرفتی هورت میکشی. خیلی هم از این کارت ذوق میکنی. کافیه قاشق به لبت نزدیک بشه تا همه ی مواد داخلش رو هورت بکشی. لیوان آب هم همینطور. ولی چون آب روونه، زود میپره تو گلوت. با این حال همیشه بعد از این کار میخندی.



دوتا مهمون خوشگل داریم 
